يا اميرالمومنيــــــــن روحي فداک آسمـــان را دفنکردي زير خاک
آه را در دل نـهــــــــان کردي چـرا مــاه را در گل نهان کردي چـرا
يا علي جان تربت زهرا کجاست؟ يـــادگار غربت زهرا کجـاست؟
تا ز نـورش ديده را روشـــــن کنم بـر مـزارش شعلهها بر تن کنم
آه ازآن ســــاعت کهآتش درگرفت جـــام را از ساقي کوثـر گرفت
ياد پهلـــــــويش نمازم را شکست فرصــت راز و نيازم را شکست
آه زهـرا تا ابـــــد جـــــــــاري بود دست مـولا تشـــنه يـاري بـود
چون علي شد بيکس و بيهمنفس گفت يا زينب به فريـــادم برس

ادامه مطلب...

وصیتنامه سیاسی ـ الهی
رسولُالله ـ صلَّیالله علیه و آله و سلَّم: اِنّی تاركٌ فیكُمُ الثّقلَینِ كتابَ اللهِ و عترتی اهلَ بیتی؛ فإِنَّهُما لَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدَا عَلَی الْحَوضَ.
الحمدُلله و سُبحانَكَ؛ اللّهُمَّ صلِّ علی محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِك و جلالِك و خزائنِ اسرارِ كتابِكَ الذی تجلّی فیه الاَحدیه بِجمیعِ أسمائكَ حتّی المُسْتَأْثَرِ منها الّذی لایعْلَمُهُ غَیرُك؛ و اللَّعنُ علی ظالِمیهم اصلِ الشَجَره الخَبیثه.
و بعد، اینجانب مناسب میدانم كه شمهای كوتاه و قاصر در باب «ثقلین» تذكر دهم؛ نه از حیث مقامات غیبی و معنوی و عرفانی، كه قلم مثل منی عاجز است از جسارت در مرتبهای كه عرفان آن بر تمام دایرة وجود، از ملك تا ملكوت اعلی و از آنجا تا لاهوت و آنچه در فهم من و تو ناید، سنگین و تحمل آن فوق طاقت، اگر نگویم ممتنع است؛ و نه از آنچه بر بشریت گذشته است، از مهجور بودن از حقایق مقام والای «ثقل اكبر» و «ثقل كبیر» كه از هر چیز اكبر است جز ثقل اكبر كه اكبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است بر این دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتیان بازیگر كه شمارش آن برای مثل منی میسر نیست با قصور اطلاع و وقت محدود؛ بلكه مناسب دیدم اشارهای گذرا و بسیار كوتاه از آنچه بر این دو ثقل گذشته است بنمایم .........................
ادامه مطلب...
امام خمینى از ولادت تا رحلت
در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت مردم وكسب مـعارف الهى كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه العظمـى میرزاى شیـرازى (رض)، پـس از آنكه سالیانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادى آنان در امـور دینـى بـود. در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه نمى گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج یـتیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید. .............
ادامه مطلب...


کاربران اینترنتی می توانند برای دیدن حرم مطهر به صورت مجازي روی بخش؛ زيارت ازراه دورکلیک کرده وصحن ها و ضریح مطهر را مشاهده نمایند.مرقــد مطهر حضرت امام رضا(ع) قبله گاه دل هاى مشتاق و عاشقان آن حضرت در سراسر جهان است.شيدادلان كوى دوست با تحمّل مشقت هاى فراوان به زيارت بارگاه نورانى آن امام مى شتابنـد و گــاهى در خلوت لحظات ، چنان شوق زيارت بى تابشان مى كند كه آرزو مى كنند اي كاش مى توانستند همواره در محضر مولاى خود، حرم مطهر رضوى باشند و عرض ارادت و ادب كنند، لكن اين امر هميشه و براى همگان مقدور نمى گردد. آستان قدس رضوى با فراهم سازى امكان نيل به زيارت از راه دور،زمينه اين ارتباط از طريق سايت اينترنت را فراهم آورده است تا از هر كجا و هر زمان كه اراده نماييد خود رادر محضر امام رئوفتان بيابيد.
نحوه تشرّف به زيارت از طريق اينترنت :
جهت اتصال به پايگاه زيارت از راه دور مى بايست از رابط نرم افزارى مناسبى جهت مشاهده دنياى واقعيت مجازى (VRML)استفاده نمود. براى اين منظور پيشنهاد مى گردد از نرم افزار Cosmo Player استفاده نماييد.
عگس برگزیده
عكس : وداع مادر با فرزند كساني كه گفتند انقلاب و امام(ره) فراموش شده دچار خطا شدند حضرت آيت الله خامنه اي تأکيد کردند: كساني كه در سال هاي گذشته، ناگهان به صورت هيجان زده گفتند انقلاب اسلامي و امام خميني (ره) در ميان مردم به ويژه جوانان به فراموشي سپرده شده اند دچار خطا شدند زيرا انقلاب اسلامي و شعارهاي انقلاب امروز در ميان مردم زنده تر از گذشته است و مردم به افرادي كه به شعارهاي انقلاب اسلامي توجه بيشتري نشان دهند، علاقه بيشتري دارند. به گزارش رجانيوز، رهبر انقلاب اسلامي امروز در ديدار جمع زيادي از قشرهاي مختلف مردم آذربايجان شرقي، بيداري و ايمان مردم، ايستادگي بر ارزش هاي انقلاب و امام (ره)، و به صحنه آوردن استعدادها و توانايي هاي ملي را از عوامل اصلي ماندگاري و شادابي روزافزون انقلاب اسلامي ارزيابي و تصريح كردند: ملت ايران مصمم است در چارچوب برنامه ريزي كلان حاكم بر رفتار عمومي انقلاب و افق هاي تعيين شده و با احياي گنجينه هاي تاريخي و فرهنگي، و تكيه بر استعدادهاي جوان خود به ملتي قدرتمند و عالِم، داراي جايگاه برتر بين المللي و الگوي عملي براي همه ملت ها تبديل شود. رهبر انقلاب اسلامي، در اين ديدار كه در آستانه سالروز قيام تاريخي مردم تبريز در 29 بهمن 1356 برگزار شد اين حركت هوشمندانه و غيرتمندانه را نقطه ي عطفي در نهضت اسلامي مردم ايران و نمونه بارزي از بيداري، هوشياري، درك بالا و موقعيت سنجي، و شجاعت مردم تبريز دانستند و افزودند: اين ويژگي ها راز رهايي ملت ها از ظلم و ستم و قرار گرفتن در مسير پيشرفت و سعادت است و ملت ايران نيز به بركت رهبري بيدارگر امام خميني (ره) ، از يك ملت تحت ستم قدرت هاي استعمارگر و حاكمان مستبد و وابسته ، به ملتي زنده، بيدار و قدرتمند تبديل شد و قدرت ملي خود را به صحنه آورد. حضرت آيت الله خامنه اي با تأكيد بر اينكه تفاوت اصلي انقلاب اسلامي با ساير انقلاب ها، ايمان مردم و ايستادگي آنان بر شعارها و آرمان هاي انقلاب است، به راهپيمايي امسال 22 بهمن اشاره و خاطرنشان كردند: با وجود گذشت 29 سال از پيروزي انقلاب اسلامي، حضور، نشاط و شادابي مردم در راهپيمايي امسال 22 بهمن به مراتب بيشتر از سال هاي قبل بود و اين به دليل زنده بودن انقلاب اسلامي و ملت ايران است. ايشان افزودند: كساني كه در سال هاي گذشته، ناگهان به صورت هيجان زده گفتند انقلاب اسلامي و امام خميني (ره) در ميان مردم به ويژه جوانان به فراموشي سپرده شده اند دچار خطا شدند زيرا انقلاب اسلامي و شعارهاي انقلاب امروز در ميان مردم زنده تر از گذشته است و مردم به افرادي كه به شعارهاي انقلاب اسلامي توجه بيشتري نشان دهند، علاقه بيشتري دارند. رهبر انقلاب اسلامي، جايگاه كنوني ملت ايران در جهان و روح اعتماد به نفس جوانان را نتيجه انقلاب اسلامي دانستند و افزودند: علت اصلي همه فشارهاي سياسي و اقتصادي و حتي تهديدهاي نظامي، نگراني دشمنان از عزم ملت ايران براي ادامه حركت پرشتاب در مسير آرمان ها و ارزش هاي انقلاب و تكيه بر اعتماد به نفس ملي است زيرا روشن شدن كارآيي انقلاب اسلامي موجب به خطر افتادن موجوديت استكبار در ميان كشورهاي اسلامي خواهد شد. حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به سخنان اخير رئيس جمهور امريكا مبني بر لزوم ادامه فشار به ملت ايران به منظور دست كشيدن آنان از انرژي هسته اي خاطرنشان كردند: آنها با اينكه مي دانند ايران درپي سلاح هسته اي نيست ، ولي با اين ادعا تلاش مي كنند تا مانع از دستيابي ملت ايران به يك فناوري و دانش سطح بالا با تكيه بر استعدادها و توانايي هاي ملي خود شوند زيرا رسيدن به اين توانايي بدون كمك گرفتن از ديگران، روح خود باوري را در ملت هاي مسلمان زنده خواهد كرد. ايشان ايستادگي همراه با قدرت را در مقابل امريكا و مستكبران عالم ، تنها راه بالندگي و پيشرفت و دستيابي به حقوق خود دانستند و تأكيد كردند: ملت ايران در مقابل همه تبليغات و فشارها با صراحت اعلام مي كند كه از حق خود دفاع خواهد كرد و حق خود را هم خواهد گرفت زيرا اگر چنين كاري انجام ندهد خداوند آنان را مؤاخذه خواهد كرد. رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه راه صحيح، همانا حضور در صحنه، حفظ يكپارچگي و رها نكردن دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي است، خاطرنشان كردند: امسال سال اتحاد ملي ناميده شد و معناي آن اين است كه خانواده انقلاب بايد بدون توجه به مسائل جزئي و بگومگوهاي بي اهميت، همگرايي خود را روز به روز مستحكم تر كند. حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به در پيش بودن هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، آن را يكي از عرصه هاي نمايش حضور ملت در صحنه دانستند و افزودند: من در انتخابات مختلف، همواره بر حضور گسترده و پرشور مردم تأكيد دارم زيرا حضور پاي صندوق هاي رأي خلاف خواست و نظر دشمن است. ايشان با اشاره به تلاش همه جانبه دشمن براي منصرف كردن ملت ايران به ويژه جوانان از ادامه مسير انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: حضور گسترده مردم در انتخابات و رونق بخشيدن به صندوق هاي رأي ، مجاهدت به شمار مي رود كه نزد خداوند متعال نيز اجر دارد. رهبر انقلاب اسلامي انتخاب نمايندگان اصلح را يكي ديگر از مسائل مهم انتخابات دانستند و افزودند: مهم ترين شاخص براي انتخاب افراد اين است كه بايد مسئولان و منتخبان روز به روز شعارهاي انقلاب اسلامي را زنده تر كنند و اين مسئله ربطي به جناح بندي ها و اسم ها ندارد. حضرت آيت الله خامنه اي با تأكيد بر اينكه راه حل مشكلات كشور و رسيدن به آرمان ها، عمل به شعارهاي انقلاب اسلامي است، خاطرنشان كردند: كساني بايد در مراكز تصميم گيري حضور يابند كه معتقد به اسلام، شعارهاي انقلاب اسلامي، و توانايي هاي ملي باشند. ايشان با يادآوري لزوم حفظ هوشياري افزودند: همچنين بايد مراقب افراد دورو و دورنگ و كساني كه ظاهر و باطن آنان يكي نيست، بود. رهبر انقلاب اسلامي، راه امام خميني (ره)، شعارها و ارزش هاي انقلاب و ايستادگي ملت ايران را مايه افتخار بسياري از مسلمانان دانستند و با اشاره به خصوصيات شهيد مغنيه افزودند: شهيد حاج عماد مغنيه كه به دست صهيونيست ها به شهادت رسيد خود را فرزند امام خميني (ره) مي دانست و به آن افتخار مي كرد زيرا امام (ره)، او و ديگر جوانان لبناني و فلسطيني را زنده كردند و به آنان روح جديدي دادند. حضرت آيت الله خامنه اي شكست مفتضحانه رژيم صهيونيستي و امريكا را در جنگ 33 روزه لبنان در مقابل تعدادي جوان با ايمان و داراي سلاح معمولي ، نمونه اي از تأثير انقلاب اسلامي و حركت امام (ره) دانستند و تأكيد كردند: جوانان لبناني با توكل به خدا،نهراسيدن از مرگ ، ايستادگي در ميدان و اعتماد به نفس موجب باطل شدن افسانه شكست ناپذيري رژيم صهيونيستي و امريكا شدند. ايشان در بخش ديگري از سخنان خود ، قيام مردم تبريز را در 29 بهمن 1356 بر ضد رژيم طاغوت ، يكي از مقاطع اوج تاريخ همراه با افتخار مردم آذربايجان دانستند و تصريح كردند: مهم ترين ويژگي حركت مردم غيور، شجاع و با هوش تبريز در 29 بهمن 56، جلوگيري از به فراموشي سپرده شدن قيام 19 دي 56 مردم قم و تبديل اين حادثه به يك جريان و فرايند بود. رهبر انقلاب اسلامي اين حركت مردم تبريز را شاخصي براي حركت مردم در جريان انقلاب و نشانه بيداري مردم تبريز برشمردند و تأكيد كردند: من با همه وجود ، شعار بيداري مردم آذربايجان را قبول دارم. در اين ديدار قبل از سخنان مقام معظم رهبري، نماينده ولي فقيه و امام جمعه تبريز جناب آقاي مجتهد شبستري با اشاره به نقش مردم آذربايجان در مقاطع مختلف در حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور و همچنين روحيه غيرت ديني و عِرق ملي مردم اين منطقه، گفت: مردم آذربايجان و تبريز با همان روحيه انقلابي 29 بهمن 56 و به مراتب پرشورتر از آن ، همواره آماده اداي وظيفه در راه انقلاب اسلامي هستند.
سيد حسن نصرالله هشدار داد درادامه مطالب

آمادگي براي گسترش نبرد به خارج از مرزهاي لبنان
ادامه مطلب...
|
| |
|
بی تردید کلام الهی و سخنان بزرگان دین، بهترین و مطمئن ترین چراغ راهنمای بشریت به سوی خیر دنیا و آخرت و کسب مواهب ارزشمند است . مرور روزانه برخی نکته های هدایتگر، نقش ارزشمندی در روشنگری ذهنی و روحی خواهند داشت . آیه روز: انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم واذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا وعلى ربهم یتوکلون . مؤمنان، فقط کسانى هستند که چون یاد خدا شود ، دل هایشان ترسان می شود، وهنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان می افزاید ، و بر پروردگارشان توکل می کنند . سوره انفال، آیه 2 ذکر روز دوشنبه:
|
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
1. خطبة آتشين حضرت زينب(س) در كوفه
2. ورود اهل بيت (ع) به دارالاماره
3. در بيان فرستادن سرهای شهداء به سوی كوفه
4. مردم شناسى كوفه
ادامه مطلب...



۱۲محرم سالروز شهادت امام زین العابدین(ع) است
امام بزرگواری که پس از واقعه کربلا و در شرایطی بسیار نامناسب، به خوبی برای احیای اسلام ناب محمدی اقدام کرد و از طریق وعظ و دعا به نشر معارف اسلام پرداخت........
ادامه مطلب...
|
در تاریخ اسلام زنان مؤمن و فداکار بسیارى بودهاند که با حضور فعال در صحنههاى حساس سیاسى و اجتماعى، مسیر تاریخ را تغییر دادند. از جمله این زنان، حضرت زینب(س) است که با حضور در نهضت کربلا، مسئولیت بزرگى را بر عهده گرفت.حضرت زینب براى ایفاى مسئولیت بزرگ پیام رسانى، از دوران کودکى تحت | |
|
تربیت پیشوایان معصوم قرار گرفت و امام حسین(ع) نیز در مسیر حرکت به کربلا، با سخنان و توصیههایى، خواهرش را آمادهتر کرد.زینب کبرا تحت تربیت پدر و مادرى چون ................ |
ادامه مطلب...
حزب الله چهره كل منطقه را در صورت حمله رژيم
صهيونيستي تغيير ميدهد
دبيركل حزبالله لبنان به رژيم صهيونيستي درباره هر گونه حمله به لبنان هشدار داد و گفت: چنانچه رژيم صهيونيستي جنگ جديدي عليه لبنان به راه بياندازد ما به ياري خداوند جنگي را به اين رژيم وعده ميدهيم كه چهره كل منطقه را تغيير دهد.
ادامه مطلب...
مداحی زیبای نزار القطری در تاریخ ۲۲ دی ماه ۱۳۸۶ در کربلای معلی اجرا شده وتاکنون بارها از سیمای جمهوری اسلامی و رادیو جوان پخش شده است. این مداحی که بصورت عربی - فارسی اجرا شده با استقبال گسترده هموطنانمان مواجه شده است. توضیح :این فایل بدلیل حجم پائین قابل اجرا برروی گوشی های همراه نیز میباشد. برای دانلود نوحه عربی فارسی انا مظلوم حسین(ع) پخش شده از شبکه سه سیما و نوحه عربی فارسی یا رب (بامداحي: نزار قطری) راست کلیک كرده و گزینه Save Target As را کلیک نمایید. تقدیم به شما
دانلود فایل صوتی نوحه عربي فارسي يارب - 10 دقیقه با حجم 3 مگابایت
دانلود فایل صوتی نوحه انا مظلوم حسین (ع) - 11 دقیقه با حجم 3 مگابایت
دانلود فايل تصويري نوحه انا مظلوم حسین (ع) - 11 دقیقه با حجم 19 مگابایت
دانلود نوحه انا مظلوم حسین (ع) - تصويري ويژه موبايل - 11 دقیقه با حجم 6 مگابایت

امتحان امام حسين ( عليه السلام ) در عالم ( ذر)
حضرت امام جواد ( عليه السلام ) فرمودند :
... خداوند متعال درعالم (( ذر)) خطاب به همه خلق اولين وآخرين ازپيغمبران واوصياء وملائكه وجن وانس وحيوانات و پرندگان و...فرمود :بدانيد و آگاه باشيد كه ما امتي را بهتر ازامت پيغمبر آخرالزمان ايجاد ننموده ايم اما ........... (بخوانید واقعاٌ زیبااست)
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...


هر دم به گوشم میرسد ، آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
يک زن ميان محملی، اندر غم و تاب و تب است
اين زن صدايش آشناست،ای وای من او زينب است
شیعیان گر هوای کربلا دارید روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

ادامه مطلب...

سخن از قيام پيامبران، امامان و مصلحان بزرگ تاريخ بسيار است كه در اين ميان حسين(ع) جايگاه ويژه اي دارد. او شاهد و وارث تاريخي است كه در آن جنايت و بيداد و نيرنگ و فريب به نهايت رسيده است. او مي بيند كه اگر ساكت بماند همه چيز پايمال مي شود. اين است كه مراسم حج را نيمه كاره مي گذارد و به سوي شهادت مي رود.
ادامه مطلب...

بسم رب المهدی و بسم رب الرقیه
خواب نمای عجیب و دیدار جنازه رقیه علیها سلام:
محقق خبیر، مرحوم حاج محمد هاشم خراسانی – مولف کتاب منتخب التواریخ – می نویسد:
یکی از علما و دانشمندان ارجمند به نام شیخ محمد علی شامی (از علمای دمشق) که در حوزه علمیه نجف اشرف تحصیل میکرد برای من چنین نقل کرد:............
ادامه مطلب...
سروقامتان كوير سبز ابركوه
*************************
تعريف كرد كه از روستاهاي اطراف با پاي پياده آمده است. گفت كه با اهالي روستايشان از سحر راه افتاده اند و در اين هواي نامساعد، خودشان را به ابركوه رساندهاند. دلم نيامد خلوتش را به هم بزنم و بيشتر سؤال كنم. نامش عباس بود.
************************************
ادامه مطلب...
تشبیه وجود اقدس امام زمان(عج)به آفتاب پنهان در ابر به اموری چند است:
اول_اینکه نور هستی و علم هدایت به توسط آنحضرت به خلق خدا می رسد.زیرا با اخبار مستفیضه ثابت شده که ذوات مقدسه(ائمه اطهار)علت غائی ایجاد مخلوق عالمند
و اگر آنها نبودند نور عالم به غیر آنها نمی رسید و ثابت شده که به برکت و وساطت و توسل به آنها،علوم و معارف حقه برای مردم اشکار می گردد،و گرفتاریها از آنها بر طرف می شود.
واگر آنها نبودند مردم به وسیله اعمال زشت مستحق انواع عذاب الهی بودند چنانکه خداوند فرموده است:
و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم
مادام که تو(پیغمبر)در میان آنها هستی، خدا آنها را عذاب نمی کند.۱
دوم_همانطور که آقتاب پوشیده در ابر با همه انتفاعی که مردم از آن می برند،در هر ان انتظار دارند،ابر بر طرف گردد و قرص آن پیدا شود تا بیشتر از آن منتفع گردند،همینطور در ایام غیبت امام زمان(عج)نیز شیعیان با اخلاص در همه اوقات انتظار آمدن و ظهور او را دارند، و از این نظر مایوس نمی گردند.
سوم_اینکه کسانیکه وجود آن حضرت را با همه آثار و علائمی که دارد،انکار می کنند، مثل انکار کنندگان وجود خورشیدبه وقت ناپدید شدن در ابرها،میباشند.
چهارم_اینکه گاهی پنهان گشتن خورشید در میان ابرها، از آشکار بودنش برای بندگان خداوندروی مصالحی بهتر است،همچنین غیبت امام زمان(عج) برای مردم در طول غیبت، نظر به مصالحی بهتر است و به همین جهت هم از نظرها غائب گردید.
پنجم_اینکه هر کسی به خورشید می نگرد، قادر نیست آنرا بیرون از ابرها ببیند بلکه گاهی ممکن است بواسطه ضعف قوه دید،اگردر قرص افتاب نگاه کند،بینایی خود را که نمی تواند خورشید را احاطه کند هم از دست بدهد.همینطور افتاب وجود مقدس امام زمان(عج)نیز،بسا هست که اگر همه او را ببیند، زیانبخش به حال مردم باشدو موجب کوری دل انها از دیدن افتاب حقیقت گردد.در صورتیکه در غیبت آن حضرت چشم بصیرتشان قادر است متحمل ایمان به او گردد چنانکه انسان می تواند ار لابه لای ابر نگاه به خورشید کند و ضرری هم نبیند.
ششم_اینکه گاهی آفتاب از میان ابرها بیرون میاید،یکی به آن می نگرد و دیگری توجه ندارد همینطور ممکن است آن حضرت در ایام غیبت برای عده ای آشکار شود ولی دیگران نبینند.
هفتم_اینکه اصولا ائمه اطهار از لحاظ نفعی که برای عالم وجو دارند، همانندخورشید می باشند،وتنها آنها که کور دلند نمی توانند از اشعه جمال انها بهره مند گردند چنانکه در اخبار ایه شریفه
من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره و اعمی و اضل سبیلا۲
که تفسیر به این معنی شده است.
هشتم_اینکه همانطور که شعاع خورشید به میزان روزنه ها و شبکه های خانه ها وارد آن می شود و بقدر ارتفاع موانع خانه ها،در آن می تابد، همچنین مردم نیز به اندازه موانع حواس و مشاعرشان که عبارتست از شهوات انسانی و علائق جسمانی و خود شبکه های دلهای آنهاست،و هم بقدری که پرده های کثیف هیولانی راازدلهای خود به کنار می زنند از انوار هدایت و راهنمایی ائمه اطهار علهم السلام استفاده می کنند.
(وقتی پرده های هواپرستی و موانع رااز پیش خود بردارد مانند کسی میشود که در زیر آسمان قرار گرفته و نور افتاب بدون مانع از هر سواو را احاطه کرده است.)
اللهم عجل لفرج مولنا صاحب العصر والزمان...........
:: دجـــــــــــــــــــــــــــــــــــال
::
خروج دجال
اين نشانه ، در كتابهاى اهل سنت ، از نشانه بر پايى قيامت دانسته شده است ، ولى ، در منابع روايى شيعه ، از نشانه هاى ظهور. برابر آنچه پيش از اين يادآور شديم ، هيچ اشكالى ندارد كه رخدادهايى چون خروج دجال هم ، نشانه ظهور باشند و هم نشانه قيامت ، بدين معنى كه اين رخداد پيش از ظهور و در دوره غيبت واقع گردد. به هر حال بر اساس آنچه از ظاهر اخبار استفاده مى شود، دجال فردى است كه در آخر الزمان و پيش از قيام مهدى )ع ) خروج مى كند و غير عادى است و با انجام كارهاى شگفت انگيز جمع زيادى از مردم را مى فريبد و سر انجام به دست عيسى مسيح (ع ) در كنار دروازه لددر منطقه شام ، به هلاكت مى رسد.
آيا دجال داراى ويژگيها و صفات غير عادى است ؟ آيا دجال شخص است ، يا جريان الحادى ؟
بر فرض كه دجال ، داراى چنان ويژگيهايى باشد، تحقق آن را چگونه مى توان تصور كرد: معجزه يا غير معجزه ؟ اينها، پرسشهايى است كه در اين بخش به بررسى آن مى پردازيم .
در مورد اصل دجال ، صرف نظر از ويژگيهاى او، چند احتمال وجود دارد:
الف . دجال ، نام شخص معينى نيست . هر كسى كه با ادعاهاى پوچ و بى اساس و با توسل به حيله گرى و نيرنگ ، در صدد فريب مردم باشد، دجال است ، بر اين اساس دجال ها خواهند بود. اين كه در روايات از دجال هاى فراوان سخن به ميان آمده اين احتمال را تقويت مى كند.
پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد:
لاتقوم الساعه حتى يخرج المهدى من ولدى ، و لايخرج المهدى حتى يخرج ستون كذابا كلهم يقول :انا نبى .
قيامت ، بر پا نمى شود، تا وقتى كه مهدى (ع ) از فرزندانم قيام كند و مهدى (ع ) قيام نمى كند، تا وقتى كه شصت دروغگو خروج كنند و هر كدام بگويد: من پيامبرم .
دجال، از ريشه دجل به معناى دروغگوى حيله گر است . در روايات ، از اين دجال ها و دروغگويان فراوان نام برده شده است . در برخى ، دوازده و در برخى سى ، شصت و هفتاد دجال آمده است . از ميان اين دجال ها، فردى كه در دروغگويى و حيله گرى و مردم فريبى سر آمد همه دجالان و فتنه او از همه بزرگتر است ، نشانه ظهور مهدى (ع ) و يا بر پائى قيامت است . بر اين اساس ، بايد گفت : ما دو نوع داريم : يكى همان دجال حقيقى و واقعى است كه پس از همه دجال ها مى آيد و ديگرى گروهى شياد و دروغگويند كه دست به فريبكارى و تحميق و گمراهى مردم مى زنند.
پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد:
يكون قبل خروج الدجال نيف على سبعين دجالا
پيش از خروج دجال ، بيش از هفتاد دجال خروج خواهد كرد.
يا مى فرمايد:
ان بين يدى الساعه الدجال و بين يد الدجال كذابون ثلاثون او اكثر
پيشاپيش برپايى قيامت ، خروج دجال است و پيش از دجال ، سى دروغگو، يابيشتر، خواهند بود.
يا مى فرمايد:
تكون امام الدجال ستون خداعه ...
پيش از خروج دجال ، شصت نيرنگ خواهد بود.
با توجه به معناى لغوى دجال و نيز فراوانى آنان در روايات ، فرد خاصى منظور نيست ، بلكه هر آدم حقه باز دروغگويى كه با فريفتن مردم ، به فتنه انگيزى بپردازد، دجال است ، منتهى ممكن است يكى از آنان كه تبلور اين صفات در وى ، از همه بيشتر است ، نشانه ظهور باشد.
در حقيقت داستان دجال ، بيانگر اين واقعيت است كه در آستانه هر انقلابى ، افراد فريبكار و منافق ، كه معتقد به نظامهاى پوشالى گذشته و پاسدار سنتهاى و ضدارزشهايند، براى نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلى گذشته ، همه تلاش خود را به كار مى گيرند و با سوء استفاده از زمينه هاى فكرى و اجتماعى و احساسات مردم ، دست به تزوير و حيله گرى مى زنند، تا مردم را نسبت به اصالت و تحقق انقلاب و استوارى رهبران آن ، دلسرد و دو دل كنند و در نهايت با شيطنت ، آنان را به كژ راهه برند.
پس ، حركت مزورانه دجال ها، همواره بزرگترين خطرى است كه به ثمر رسيدن انقلاب را تهديد مى كند و تنها هوشيارى مردم و شناخت به موقع است كه مى تواند توطئه ها را خنثى كند.
در انقلاب جهانى حضرت مهدى (ع )، نيز، چنين خطرى پيش بينى شده است . چون انقلاب مهدى (ع )، از همه انقلابهاى تاريخ بزرگ تر و گسترده تر است ، خطر فريبكاران دجال صفت نيز، به مراتب بيشتر و گسترده تر است . در آستانه ظهور مهدى (ع ) و انقلاب بزرگ ، آنان همه تلاش خويش را به كار خواهند گرفت كه مردم را بفريبند و آنان را نسبت به نتيجه آن دلسرد و نااميد سازند و بالاخره ، از پيروزى حتمى آن جلوگيرى كنند.
امامان (ع )، از پيش ، اين خطر را گوشزد كرده اند و پيدايش حركتهاى انحرافى را پيش بينى كرده اند، تا مردم با هوشيارى كامل ، به استقبال چنين حوادثى بروند و در دام شيادان گرفتار نشوند. اين كه در روايت تاءكيد شده است : هر پيامبرى ، امت خويش را از خطر دجال بر حذر داشته به خوبى نشان مى هد كه در برابر نهضت همه انبيا، دجال هايى خروج كرده اند و گاهى تا سر حد انحراف امتهاى آنان و تنها گذاشتن پيام آوران آسمانى ، پيش رفته اند، ولى در نهايت ، به خاك مذلت افتاده اند و با رسوايى تمام ، شكست خورده اند.
ب . احتمال دوم آن است كه فردى معين و مشخص ، به عنوان دجال در دوره غيبت ، با همان ويژگيهايى كه براى وى بيان شده ، خروج مى كند و مردم را به انحراف مى كشاند.
ظاهر بسيارى از روايات ، بيانگر اين احتمال است ، ولى تقريبا هيچ كدام از اين روايات ، سند معتبرى كه بشود بر آن اعتماد كرد، ندارند. مستند اين نشانه ، در منابع شيعه ، دو روايت است كه شيخ صدوق ، آنها را در كمال الدين آورده است و سند هر دوى آنها ضعيف است و در محتواى آنها نيز ناهماهنگى و ضعفهاى فراوانى ديده مى شود، چنانكه شيخ صدوق ، بدان اشاره كرده است .
با توجه به روايات زياد در منابع عامه ، اصل قضيه دجال ، بعيد نيست صحيح باشد، ولى تعريف و توضيحاتى كه درباره اش گفته اند، نمى تواند درست باشد؛ زيرا خروج دجال ، با او اوصافى كه بدانها اشاره كرديم ، به صورت طبيعى ، تقريبا، غير ممكن است و بيشتر، به افسانه شباهت دارد، تا واقعيت و به صورت معجزه نيز، با توجه به توضيحى كه پيش از اين ، در مورد قانون معجزه آورديم ، نمى تواند واقع شود، زيرا معجزه بودن چنين پديده هايى مستقيما، در جهت تقويت و تاءييد باطل است و موجب انحراف بيشتر مردم مى گردد، مگر اين كه بگوييم صدور معجزه از دجال ، به رسوايى وى منجر مى شود كه بعيد است .
نكته در خور يادآورى اين كه : اصل داستان دجال ، در كتابهاى مقدس مسيحيان آمده است . در انجيل ، واژه دجال بارها به كار رفته و از كسانى كه منكر حضرت مسيح باشند، و يا پدر و پسر را انكار كنند، به عنوان دجال ياد شده است :
دروغگو كيست ؟ جز آن كه مسيح بودن عيسى را انكار كند. آن دجال است كه پسر و پدر را انكار كند.
كلمه دجال ، در كتابهاى مقدس و منابع دينى مسيحيان ، به زبان انگليسى انتى كريست (chris Anti) آمده است ، يعنى دروغگو و حيله گر.
بنابراين ، خروج دجال ، به اين گونه كه بيان كرديم ، مشكل است ، مگر اين كه بگوييم ، خروج دجال ، كنايه است .
ج . اين احتمال نيز وجود دارد كه مراد از دجال ، همان سفيانى باشد كه در كتابهاى عامه ، بيشتر به عنوان دجال و در كتابهاى خاصه به عنوان سفيانى آمده است .
گرچه از بعضى جهات ، خروج دجال و سفيانى ، يكسانند و هر دو دعوت به باطل مى كنند و با توسل به حيله گرى و تزوير، مردم را مى فريبند، به مبارزه با جناح حق بر مى خيزند و سرانجام به هلاكت مى رسند و... ولى با دقت در روايات خروج سفيانى و روايات مربوط به خروج دجال ، در مى يابيم كه بين اين دو فرقهاى زيادى وجود دارد و اگر اصل خروج دجال را امرى مسلم بدانيم ، ناچار بايد فردى غير از سفيانى باشد. مثلا، دجال ، ادعاى ربوبيت مى كند و كافر است ، ولى دليلى بر كفر سفيانى نداريم . فقط در روايتى اشاره شده كه وى ، صليبى بر گردن دارد كه اگر درست باشد، مسيحى است ، ولى روايت از معصوم (ع ) نيست و ارزشى ندارد.
افزون بر اين ، در روايات آمده كه سفيانى رياكارانه تظاهر به ديندارى و تقدس مى كند و مدام ذكر )يا رب يا رب ( بر زبان وى جارى است .
خروج سفيانى ، همزمان است با قيام سردارانى از خراسان و يمن و مصر كه به حق و عدالت فرا مى خوانند و زمينه را براى انقلاب بزرگ مهدى ، مهيا مى سازند.
خروج سفيانى ، منطقه نسبتا محدودى را فرا مى گيرد، در حالى كه دجال ، به جز مكه و مدينه ، به همه جاى زمين مى رود و فتنه وى ، همه جا را مى گيرد. در شكل و قيافه هم ، با يكديگر، فرق دارند. پس دجال نمى تواند، همان سفيانى باشد.
ه . دجال ، كنايه از كفر جهانى و سيطره فرهنگ مادى بر همه جهان است .
استكبار، با ظاهرى فريبنده ، مردم را، بويژه مسلمانان را مى فريبد و با قدرت مادى و صنعتى و فنى عظيمى كه در اختيار دارد، آنان را به شدت مرعوب خويش مى سازد، به گونه اى كه مسلمانان احساس خودباختگى مى كنند. قدرت مادى استكبار، بيش از آنچه كه هست در نظر آنان بزرگ جلوه مى كند، تا آن جا كه مى پندارند آب و نان آنها به دست اوست .
پيامبران امتهاى خويش را از فتنه دجال بيم داده اند، در حقيقت آنان را از افتادن به دام ماديت و ورطه حاكميت طاغوت و استكبار جهانى برحذر داشته اند:
ما بعث الله نبيا الا و قد اءنذر قومه الدجال.
پس بعيد نيست كه منظور از دجال ، با آن شرايط و اوصاف ، قدرتهاى بزرگ و اهريمنى باشند.
برخى از اهل نظر، اين احتمال را تقويت كرده اند و همه ويژگيهايى كه براى دجال بيان شده با ويژگيهاى استكبار برابر دانسته اند. مثلا در اوصاف دجال گفته شده : كوهى از طعام و شهرى از آب به همراه دارد كنايه از امكانات عظيم و گسترده اى است كه استكبار در اختيار دارد.
گفته شده : دجال ، به همه جاى زمين سفر مى كند و... مى تواند اشاره به ابزار و وسايل پيچيده تبليغاتى و مخابراتى و تجهيزات مدرن مبادله پيام ماهواره اى و نيز استفاده از ابزار پيشرفته حمل و نقل و هواپيماهاى مافوق صوت براى مسافرت از جايى ، به جاى ديگر باشد.
سيطره استكبار جهانى بر جهان سوم ، در واقع ، با استفاده از شگرد ويژه است : طرفدارى از حقوق بشر، صلح ، امنيت ، كمكهاى بشر دوستانه و....
استكبار، به معناى واقعى ، دجال است . استكبار خود را قيم ملتها مى داند و با تكيه به ثروت انبوه و قدرت عظيمى كه در اختيار دارد، در همه جاى زمين دخالت مى كند و همه را به زير سلطه خويش مى آورد
دجال - كفر و ايمان
دجال – كفر و ايمان و ايمان آوردن چيست ؟ آيا پيامبران كه مجموعه پيامهاي الهي را به صورت يك دين براي مردم عرضه كردند يك تصوير جسمي بود كه به ديدن آن بگويند ما اين سيب را ديديم و گفتيم آري اين سيب است و به سيب بودن آن ايمان آورديم نه آنها كلمه خدا را آوردند كه گفتند به كلمه خدا ايمان آوريد و براي ايمان به كلمه ديگر احتياجي به ديدن جسمي نيست بلكه بايد مجموعه مفاهيم و اصول را سنجيد و به حق بودن آن ايمان آورد .
پس ميبينيم ايمان مزبوط به شخص است كه نور خدا را فرا راه خود قرار دهد يا غير آن . نور يعني چيزي كه ما با آن ميبينيم در محيط مادي .
ولي نور خدا آن نيست كه با چشم ميبينيم . اين نور خودش يك پديده مادي است . نور خدا آن است كه باعث ديدن عقلي ما ميشود و جزءي از كلمه الهي است . پس ايمان به الله و كلمه او وقتي در فرد ايجاد ميشود كه او از نور الهي استفاده كند .
و همه اين خلقت انسان براي استفاده از نور الهي و اجراي كلمه است . ابتداي دعوت الهي جنگ بين نور الهي و نور طبيعت بود .
انسانهايي كه با جشم جسم ميديدند . فرعون و بتها و زيبايي خورشيد وماه و ستارگان روابط حاكم بر اجتماع و رسوم و اعتقادات اجتماع همه جشم آنها را پر كرده بود . و دعوت انبياء دعوت به استفاده از نور الهي و كلمه الهي بود و كسانيايمان مي آوردند كه در مجموعه علايم و روابط و اصول از نور الهي استفاده مي كردند و كلمه الهي را بر ميگزيدند .
نه آن كه خدا زا به مانند يك پديده عيني ببينند و ايمان حاصل شود .
اين مبارزه ادامه داشت تا خاتم پيامبران و انسانهايي كه برگزيده بودند اين كلمه را در محدوده ايي مستقر كردند و ظاهرا در ديگر نقاط زمين هم كلمه الهي در قالب اديان ديگر مستقر بود . ولي آيا اين ظهور كلمه كامل بود ؟ آيا بشر قطعا با نور خدا پيش مي رفت ؟ مطمينا نه . همه اينها در دوره ايي نهايي جلوه گر خواهد شد . چون زماني خواهد رسيد كه همه كافر خواهند شد .
آري ديگر كسي از نور خدا استفاده نخواهد كرد . پوشيدگي كه معناي كفر است همه جا گير خواهد شد . حتي ما كافر اهل قبله خواهيم داشت. زماني كه خداوند مي فرمايد اي دابه برخيز كه زماني كه همه كافر بودندتنها تو به من ايمان داشتي .
زماني كه وقتي مهدي (ع) با مردم از امري كه مهر طلا از آن برداشته شده از او مي گريزند حتي نقبا . اين چگونه خواهد شد ؟ چه سيستمي پيش خواهد آمد كه اين فاجعه بزرگ براي بشر پيش مي آيد ؟ اين نخواهد شد تا خدايي ديگر بيايد .
يعني دجال آري خدايي ديگر خواهد آمد و مكتبي ديگر خواهد آورد . او دجال است . او ادعاي خدايي خواهد كرد و همه زمين پيرو او خواهند شد و او را تصديق خواهند كرد به جز معدودي . اين كه همه او را خدا بدانند گفته نشده ولي اينكه همه او را تصديق كنند و پيرو او شوند قطعي است . چرا اينچنين است ؟ چون او قدرت عظيمي خواهد داشت با جاذبه مرموز و عظيم .
او آنچنان بر جهان هسي سيطره خواهد داشت كه ارواح مردگان از عالم ديگر را براي مردم احضار خواهد كرد و آنها براي مردم سخن خواهند گفت .مي فهميد وقتي او مردگاني را از چهان ديگر بياورد و در تلوزيون شما ظاهر شوند و برايتان سخن بگويند يعني چه ؟ مي دانيد چه احساس ايماني به مردم دست مي دهد ؟ او در آسمان است .
چنانكه امام صادق مي فرمايند : عذاب بالاي سر شما عذاب دجال و صداي آسماني است .( نمي خواهم در اين مقوله از گفته هاي ديگران بگويم كه خارج از احاديث پيامبر و امامان باشد ولي اشاره ايي ميكنم كه اگر كسي نخواست قبول نكند و بگويد من فقط احاديث پيامبر را قبول دارم . ولي ذكرش ضرر ندارد . نوستر آداموس همان پيشگوي فرانسوي ميگويد زماني به اين شكل خواهد آمد :
كلمه شبه خدايي به جسم خواهد داد درك آسمان ، طلا سرپوشيده و رمزي در جذبه عرفاني كفر آميز قالبها ، روح وعاطفه ، قوه درك و ذهن داراي تماميت توانايي ميشوند پس بايد تجسم كنيم كه در دوره ايي كه مردم در اوج پيشرفت علمي هستند وقتي پيرو و مصدق موجودي با ادعاي خدايي مي شوند يعني چه و آن موجود با چه هيبتي خواهد آمد .
او آسماني است و مسلط و تسخير كننده دابه است يعني سوار بر دابه مي آيد دابه انساني است مومن و موحد . يعني همان كه زماني كه همه مردم پيرو و مصدق دجال هستند او موحد است و مومن به الله . او اولين قيام كننده بر عليه دجال است . ولي مردم به دنبال نغمه هاي بلند شده از اوكه تحت سيطره دجال ايجاد شده مي روند و به حرف حق او كاري ندارند .
تا به جهنم مي رسند . آري مردم آنقدر مومن مكتب دجال خواهند شد كه آن دابه الارصي كه خدا در قران فرموده هر چه براي آنها صحبت كند و از دجال بگويد آنها به او ايمان نخواهند آورد و همان يهودي خواهند بود كه بودند .
با اينكه او را مي بينند و صدايش را هم چه دور و چه نزديك مي شنوند و اين همان علايمي است كه امام صادق گفته اند ولي باز هم مي گويند ما يهودي هستيم . يعني خودمان از روي علايم هدايت مي شويم . آري او مكتب يهوديت را خواهد آورد . و پيروان او يهودي ناميده شده اند .
از پيامبر پرسيدند يعني چه . فرمودند مگر نشنيديد يهود گفتند ما خودمان هدايت يافتيم ؟ پس يهودي برانگيخته يعني اينكه خودشان طبق علايم هدايت مي شوند و بر انگيخته مي شوند .
پس چرا مردمي كه اين را مي دانندباز هم او را تصديق ميكنند ؟ بايد برگشت به مهابت او ، قدرت او ، نيرو و جذبه مرموز او ، ايجاد درك و گرفتن احساس واقعيت به تمام و كمال آن و راست گفتنهاي او .
او راست مي گويد .بازهم او راست مي گويد و او دروغ هم مي گويد .. آري او چنان مهابت و سيطره و لطافتي دارد كه ديگر فرقي با خدا براي مردم غير مومن به الله ، ندارد .
آري او حتي از دنياي برزخ هم مردكان را به اين دنيا ميآورد . حالا مكتب او چه مي تواند باشد ؟ مسيحيها بنا بر قول دانيال نبي يا اقتباس از پيشگويي او مي گويند مكتب او اين است :
واقعي و عملي كردن علايم ( كه به مردم القا شده . يعني به مردم ميگويد اين علايم تحت شرايطي عملي و واقعي خواهد شد ) گناه انسان و انسان گناه ( يعني در اين مسير گناه بايد انجام شود و يا انسان مورد علاقه او انسان گناهكار است ) .ادعاي اينكه او خداست .
در اسلام گفته اند :اينها ادعا و مكتب اوست . او ادعاي خدايي ميكند . او مردم را به طرف خود مي خواند كه تقدير آنها در نزد اوست .
او گناه را در زمين گسترش مي دهد با گناه ندانستن لواط و زنا .(نوستر آداموس مي گويد اقوام و فاميل هم توسط پرستشگاه جديد براي زناي با محارم فرستاده ميشوند چون اعتبار و ابرو از او مي خواهند ) او صورت زمين را نجس ميكند .
پيروان او طبق علايم خودشان احساس هدايت شدن به واقعيت ميكنند . او جواني مومن به الله را شقه ميكند و هر تكه را براي مردم راهي روشن و واضح براي مردم قرار ميدهد . آيا غير از دابه چه كسي مي تواند آن جوان مومن باشد ؟آيا منظور از شقه كردن، همان نغمه ها نيست كه توسط دجال آرايش شده ؟ آيا همان مردمي كه مي گويند ما خودمان هدايت مي شويم پيرو همان تكه ها يعني راههاي روشن و واضح قرار داده شده از طرف دجال نمي شوند ؟ آيا آن جوان همان خصوصيت دابه يعني ايمان به الله و مسخره كردن دجال را ندارد ؟ اين را كه در كنار اعتقاد مسيحيان مبني بر واقعي شدن علايم بگذاريم به درك درستي از اين ادعاي دجال كه تقدير شما در نزد من است نيست ؟ و اين روايات گوياي اين است كه همه تقدير پرست مي شوند .
مثل مردم دوره مهدي به ايام و تقدير غير الهي معتقد مي شوند مردم دوره مهدي ستاره پرست مي شوند (تقدير خود را از روي حركت ستاره تشخيص مي دهند ) مردم دوره مهدي خورشيد و ماه پرست مي شوند ( در روايتي علي (ع) خورشيد را به دجال نسبت مي دهد ) مردم دوره مهدي تاويلاتي بر عليه مهدي مي كنند و به او نسبت مي دهند و عمل ميكنند .
وقتي مهدي (ع) امري كه مهر طلا را از آن برداشته شده براي مردم مي خواند همه از او مي گريزند حتي نقبا . مهدي بر روي بازويش نوشته : كلمه فقط كلمه الله نه كلمات تبديل شده مهدي در ظلمت شب تار فتنه با چراغي روشن راه خودش را خواهد رفت .
بعد از پيروزي مهدي مردم از نور خورشيد بي نياز شده ونور پروردگار زمين را فرا خواهد گرفت . ياران مهدي(ع) را ياران طالوت ناميده اند .( طالوت برگزيده خدا براي جنگ با جنهايي كه به مردم رموز بهبود تقدير مي آموختند بود ) مردم دوره مهدي با اعتماد به خيالات فاسده و تكيه بر زور پيوسته ظلم ميكنند. آيا آن كه به حق دستور ميدهد و رفتار ميكند استحقاق پيروي را دارد يا كسي كه حتي خودش هم نمي داند مگر اينكه راهنمايي شود .
وعده و هبه آب مي شود و پرده بالا مي رود (همان واقعي شدن و عملي شدن علايم است كه آپو كاليپس وعدهاش را مي دهد ) روز بدل روزي است كه پيروان مهدي به طرف مقابل مي پيوندند و پيروان طرف مقابل به مهدي .( اين چه مي تواند باشد جز تقدير پرستي كه با عوض شدن يك رمز يا علامت تمام بنيان فكري آنها را عوض ميكند ؟) دابه در صفا و مروه ظاهر مي شود ( صفا و مروه دو سراب بود كه وقتي هاجر از رسيدن به يك طرف ناميد ميشد سراب ديگر جلوه گر مي شد ) اين همان دو شقه شدن و هركدام براي مردم راه روشن و واضح قرار گرفتن نيست؟ گرفتار سرابهاي درخشان فرد گرفتار نشويد يعني چه ؟ اين همان نغمه ها نيست ؟ كه هرچند آن مومن اين نغمه ها را نفي مي كند و مخالفت خود را با دجال نشان ميدهد مردم به دنبال اين نغمه ها مي روند .
اما حرف حق او را نمي پذيرند كه خارج از نغمه هاست .
و اما دجال چگونه مي آيد كه ما متوجه او نمي شويم؟ اين را در جايي خواندم كه اكنون به آن دسترسي ندارم و نمي توانم آدرس بدهم ولي واقعا خواندم .و آن اينكه در ابتدا بدي و خبث دجال نشان داده نميشود و در طي مسير شرايط اجتماع زمينه را برايش مهيا مي سازد .
پس مي بينيم او ابتدا فقط با هيبت خدايي ظاهر مي شود و مرتب راست ميگويد جذبه عظيم او و محشور شدن مردم با اين جذبه مرموز ايمان بيش از حد در صداقت و درستي او ايجاد ميكند و در طي اين مدت با علايمي كه ايجاد ميشود مردم در انتظار واقعي شدن آن مي مانند .
دجال جرياناتي دارد كه مردم آن را نمي بينند و از چشم آنها پوشيده مي ماند ويا اغماض ميكنند . به اين روايت توجه كنيد : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم :
( ان الدجال معه نهران يجريان احدهما رأي العين ( ماء أبيض) والآخر رأي العين ( نار تأجج ) أي تشتعل , فان ادرك احدكم الدجال فليأت النهر الذي يراه نارا تأجج وليغمض عينه وليطأطء رأسه وليشرب منه فانه ماء بارد طيب . ) اين نشان مي دهد كه دجال جريان را از مردم پوشيده ميدارد و از آبي مينوشند كه اثبات پاكي رامينمايد .
اينها نشان ميدهد كه جريان دجال از ابتدا خبث خود را نشان نميدهد و كاملا بر مردم پوشيده مي ماند او از نغمه هايي كه از دابه بلند مي شود استفاده كرده و با تنظيم آنها اعمال كثيف خود را در طي مسير انجام ميدهد . اين از قطعيات است . آيا اين نغمه ها در اجراي پروسه تقدير سازي نقش دارد ؟ آيا اينها ميگويد كه اگر از آن جريان بنوشيد اثبات پاكي مي كند ؟ دجال زنا و لواط را مباح ميكند . صورت زمين را نجس ميكند . اين سيماي زمين را نجس كردن احتمالا ميتواند با وادار كردن افراد شناخته شده زمين يا كساني كه در معرض ديد مردمبيش از ديگران قرار دارند به ارتكاب قبايح انجام شود .
او بر مردم باران مي بارد . آيا اين باران از نوعي است كه شبيه باران رحمت است ؟ يعني باران ريزريزاحساس ؟ كه احساس طراوت به پيروان خود ميدهد ؟ به هر حال ميبينيم كه قدرت ش






خبر افتخارآمیز












نقش بیهمتای حضرت زینب(س) در عاشورا
